QOTA

با مرگ من شاید علف‌ها جان بگیرند

با مرگ من شاید علف‌ها جان بگیرند شب بادهای هرزه ای میدان بگیرند. سرما بریزد در خطوط استوایی صبح زمین را عصر یخ‌بندان بگیرند. تندیسی از عشق و جنونم تا دم مرگ

با مرگ من شاید علف‌ها جان بگیرند شب بادهای هرزه‌ای میدان بگیرند. سرما بریزد در خطوط استوایی صبح زمین را عصر یخبندان بگیرند. تندیسی از عشق و جنونم تا دم مرگ

با مرگ من شاید علف‌ها جان بگیرند. شب بادهای هرزه‌ای میدان بگیرند. سرما بریزد در خطوط استوایی. صبح زمین را عصر یخ‌بندان بگیرند. تندیسی از عشق و جنونم تا دم مرگ.

تو را گرفته کجا برده. من و تو همدم هم بودیم، مرا نهاده تو را برده … من آمدم که کجایی تو، نیافتم چه بلایی تو! تو را که برده؟ …. با مرگ من شاید علف‌ها جان بگیرند. شب بادهای …

من مسلمانم. قبله ام یک گل سرخ. جانمازم چشمه، مهرم نور. دشت سجاده من. من وضو با تپش پنجره ها می گیرم. … من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می خوانم، … پرده ام بی جان است. … نسبم شاید برسد …. مرد گاری چی در حسرت مرگ. …. و بگیریم طراوت را از آب.

نشسته‌ای و من …. با مرگ من شاید علف‌ها جان بگیرند

غزل من،غزل ناب پارسی. … از رود نیل می شد اگر با شنا گذشت … با مرگ من شاید علف‌ها جان بگیرند

من خواب ديده ام…كسي از راه مي رسد تعبير كن خيـال مرا با دو چشـم كـال شايد… نگاه سبـز تو … مي توان مثل علف ها حرف زد با زباني بي …. گریه هم دوباره جان نمی‌دهد خواستم که با …. دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم مگر به شیوه … و از آسمان پس بگیریم اگر خاک …

همه مردن در سرزميني ست. … از آفتاب یاد بگیرند

. پسر نورسیده شاید بود …. مرغ جایی که علف بیند و چیند گردد.

سخنان دربارهٔ زندگی ممکن است با موضوعات مرگ، جهان، شادی، غم وغیره مشترک باشد و …. شاید دین، زبان، و رنگ پوست ما متفاوت باشد، اما همگی به یک نژاد بشری تعلق داریم. … آن‌ها گفتند که معنی مشقم را نفهمیدند و من به آنان گفتم که معنی زندگی را نفهمیده‌اند. … چیزی که آدمی می‌تواند تصمیم بگیرد این است که اکنون چگونه زندگی کند.

مادر جان (پدر جان)، یاد آن شب‌ها که ما را شمع جان بودی میان ناامیدی‌ها چراغ جاودان بودی برایت … رفتی از من مهر گسستی مادر با رفتن خود دلم شکستی مادر افسوس که بودی و …. غم مرگ پدر کوچک غمی نیست جگر می سوزد و درد کمی نیست پدر زیبا گل باغ وجود ….. مدح سرایند بادسته گلی سوی نبی رو بنمایند تبریک کنان اذن بگیرند وبیایند از …

ليك من خسته جان و پريشان مي سپارم ره آرزو … وز پی آنکه بگیرد ناله های ناله پردازان ره در گوش از کسان احوال می … و سرود مرگ آنان را تکاپوهایشان ( بی سود) اینک می کشد در گوش.” … این همه آب و علف دادن من … نه به‌خاطرِ همه انسان‌ها ــ به‌خاطرِ نوزادِ دشمن‌اش شايد

اما من زبان المانی نمی دانم و این لغت را ۶۰ سال پیش در محضر پدرم و دوستانش …. نخست علف خودرو ودرختان گوناگونی که دارای برخی صفات حیوانی اند. ….. چو دیرگیر بود خشم حق، از آن ترسم که جان خلق بگیرند تا بگیردشان ….. شاید تنها format شان عوض شده باشد! …. نکته چهارم: با توجه به توضیحات بالا گامهای مرگ (که به باور مولانا عین …

my life is poem. … هماره زنده از آن سپس كه با مرگ و همواره بدان … من درد در رگانم حسرت در استخوانم چيزي نظير آتش در جانم پيچيد. سرتاسر وجود مرا … از آفتاب ياد بگيرند … مرا گر خود نبود اين بند ،شايد بامدادي همچو يادي دور ولغزان، … بسان علف كه با صحرا

من نمازم را ، پی « تكبیرة الاحرام » علف می خوانم، پی « قد قامت » موج . … پرده ام بی جان است . خوب می دانم … باغ ما شاید ، قوسی از دایره ی سبز سعادت بود . میوه ی كال خدا …. زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ ، پرشی دارد … و بگیریم طراوت را از آب . ریگی از …

اما در آن‌ سوی‌ این‌ مفهوم‌ همگانی‌ و روشن، چیزی‌ قرار دارد که‌ شاید هرگز برای‌ کسی‌ درست‌ و دقیق‌ معلوم‌ نگردد و شناخته‌ نشود. … چرا که‌ اجل‌ در کمین‌ جان‌ است‌ و سرانجام‌ گریزها، هم‌ آغوشی‌ با آن‌ است! … ما کسی‌ را پس‌ از مرگش‌ نمی‌بینیم‌ تا از تجربة‌ مرگش، خبری‌ بگیریم. … منظور من‌ از توصیف‌ عرفی، همین‌ است‌ که‌ مرگ‌ را پایان‌ زندگی، پایان‌ بخش‌ آمال‌ و …

کیارستمی ، لورا مالوی و تنش میان عکس و فیلم24بار مرگ د ر ثانیـه. مستندنگارییک »نون« …. ﺍﻳﻦ ﻃﻮﺭ ﺻــﺎﻑ ﺑﮕﻴﺮﺩ» ﻭ ﻣﺮﺩ ﻏﺶ ﻏــﺶ ﻣﻲ ﺧﻨﺪﻳﺪ. … ﺭﺍ ﺑﺎ «ﺧﻴﺎﻝ ﻣﻦ ﻳﻘﻴﻦ ﻣﻦ» ﻋﺎﺻﻰ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ، ﻛﻪ ﻗﻬﺎﺭ ….. هســتی ده روزه به جان آمده ایم/ وای بر خضر که زندانی … اصال شــاید بشود مرگ را نادیده ….. الی علف های بلند اطرافش، چند تاالک پشت آرام آرام.

حال من ؟! … حال من حال اسیریست که دیوانه زنجیر خود است. و اسارت را از جان و دلش می داند … نبض بیمار تو آرام بگیرد فردا. و … حال من حال دو ماهی است که در کشتی مرگ … شاید این شخص خودش باشد و بس … این علف های زیادی است که روییده به احساس و دلش.

اما اغلب آن‌ها به خاطر ضرباتی که سربازان می‌زدند جان دادند و خیلی‌ها … جسم تیزی به سختی به من وارد شد و من را که در انتهای گل‌آلود مرداب در …. شاید امیدی بیهوده بود، امید به اینکه شاید سربازان خمرهای سرخ، … هر دو پایمان به جلو کش می‌آمد و ناچار بودیم خفه خون بگیریم وگرنه مجبور …. بسیاری از ما همچون علف‌های هرز درو شدیم.

هشترود نیوز ، شاید برای خیلی ها عجیب باشد که چرا سرمربی و مدافع استقلال با وجود …. این سخنان وی با واکنش نمایندگان و شعار «مرگ بر منافق» و مرگ بر فتنه‌گر همراه شد. … شده این رشته و بازیکن شاغل در آن از مسائل اخلاقی و فرهنگی فاصله بگیرد. ….. ی شهر هم تو را خواهد مثل من بیقرار کم دارد قصد جان تو را دارد این غزلهای نیمه جانم باز …

حوزه/ افراد صالح، صدمۀ مرگ و سکرات ندارند، اما بالاتر از اين، … و اما اگر آدم بدی باشد، در عالم برهوت که بيابان سوزان و بی ‌آب و علف است، … برای اين که می ‌بيند اميرالمؤمنين علیه السلام با خوشحالی آمده تا به عزرائيل امر کند که جان اين را بگيرد. …. المؤمنون، 99و100: «پروردگارا، مرا بازگردانيد، شايد من در آنچه وانهاده ‏ام كار …

همه با چشمانی گود افتاده چهار دست و پا می خزیدند و علف و ریشه درختان را می خوردند. هر چه از جاندار و بی جان در دسترس بود به غذای مردم تبدیل شده بود. … تردیدی نیست که زمستان امسال مرگ و گرسنگی چند برابر خواهد شد. …. 1919 به یقین بزرگترین فاجعه تاریخ ایران و شاید فجیع ترین نسل کشی قرن بیستم بوده است.

رفتم از کوچه اندیشه برون سر شکنان خسته دل، سوخته جان، با دل باور شکنان …. من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد در این دیر خراب آبادم …. ای کسی که در میان پیامبران، از همه راحت‌تر مردی، مرگ را چگونه یافتی؟ ….. پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و … آن شاید علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.

شعر من ​ تو و قید و ردیف و مرز ترا من بعد از این آزاد میخوانم ​ترا بی قافیه با طبع شاهانه شکوه و اوج صد … به جر مرگ من ننوشت و سازدر پرده ها …. علف زار ها مرو ​دیریست از … کابوس جان حتی … شاید با باد ها طوفان ها …. تا ابد هرروز جشن بگیرد هما امیری

دست درویشی شاید نان خشکیده فرو برده در آب. زن زیبائی …. بعد از خدا ، خدای دل و جان من تویی من ، بنده …. این غزل آخرین و از سوزناکترین غزلیات مولاناست که در بیان مرگ خود سروده است …… می توان مثل علفها حرف زد با …… و ما از نفس های هم جان بگیریم

برچسب‌ها:, , , ,

فروشگاه مارکت سنتر